عبارت دانش بنیان قدری سخت و صعب می نمایاند.به گوشمان آشنا نیست. گویی تا به حال چیزی از آن نشنیده ایم. پدرانمان هم سفارشی درباره اش به ما نکرده اند. استادان و عارفان و شاعران و عالمان و آموزگاران گذشته نیز چیزی از آن نگفته اند. حالا اما هر جا میرویم و وارد هر حوزه ای می شویم، صحبت از دانش بنیان است. یکی از اقتصاد دانش بنیان می گوید، یکی هم از مدیریت دانش بنیان، دیگری هم از توسعه دانش بنیان… سرچرخانده ایم و به خود آمده ایم و دیده ایم دنیا را دانش بنیان پر کرده است. منظورشان را البته از روی همین دو کلمه دانش و بنیان کم و بیش ملتفت می شویم. بیشتر حدس میزنیم تا اینکه ملتفت شویم. یا لااقل وانمود می کنیم که ملتفت شده ایم. اوایل مشروطه نویسنده ها و فرهنگی ها مقابل کلمه «انتلکتوئل» گذاشتند «روشنفکر.» آن موقع هم خیلی ها معنی دقیق این کلمه را نمی دانستند. برای همین سعی می کردند از ظاهر کلام نقبی بزنند به معنی. معنی روشن را که می دانستند، معنی فکر را هم تصور می کردند که می دانند. پس ترکیب این دو کلمه نباید کار سختی باشد. اما سخت بود و باعث سوءتفاهم های بسیاری شد که بعد از صد سال هنوز هم ادامه دارد. روشنفکر کسی نیست که فکر روشن دارد. اما ما آن را اینطور معنی کردیم و متضادش تاریک فکر را ساختیم. سالهای سال به متحجرین و خشک اندیشان تاریک فکر گفتیم. رفته رفته که اطلاعاتمان زیاد شد، با جهان ارتباط بیشتری برقرارکردیم و کتابهای بیشتری خواندیم، معلوم شد انتلکتوئل را بد و کج و مغلوط فهمیده ایم و روشنفکر آنچنان که باید و شاید افاده معنی نمی کند. مثال دیگر بزنم. غربی ها یکباره ترقی خارق العادهای کردند. از دور به نظر می رسید که آنها در همه چیز به موفقیت رسیده اند. پس از انقلاب صنعتی تولید ثروت فراوان کردند، کشور خود را ساختند، برای هر کاری ماشین و ابزار مورد نیاز را تولید کردند و هر مانعی را که سر راه دیدند، برداشتند. روی دریاها پل زدند، در دل صحراها جاده کشیدند، از آن سر دنیا به آن سر دنیا رفتند و همه را مطیع و منقاد خود کردند. آنها برای هر کاری به نظر می رسید که پول و امکانات لازم را دارند. در روزهایی که ما از مایه کوبی سراسری عاجز بودیم و در مهار سیاه زخم خود را ناتوان می دیدیم، آنها یک مریضی های سخت را مهار کردند و بشریت را از طاعون و حصبه و دیفتری و کزاز نجات دادند. جاده کشی سخت و پرهزینه بود، معدود جاده های موجود هم ناهموار و ناامن بود. یک مسافرت ساده می توانست با مرگ و مریضی توأم باشد، اما همان موقع در اروپا و آمریکا کشتی های اقیانوس پیما می ساختند، هواپیماهای سریع السیر تولید می کردند، بین شهرها خط آهن می کشیدند و از دل زمین نفت و گاز و آهن و مس و اورانیوم استخراج می کردند. ما گاهی با حسرت و گاهی با خشم، گاهی با حسادت و گاهی هم – بلکه اغلب – از سر تقلید به غربی ها نگاه می کردیم و زور می زدیم تا رمز و راز این همه ترقی را دریابیم. آنها به این همه پیشرفت می گفتند «دولوپمنت.» مترجمین ما هم این کلمه را ترجمه کردند به «توسعه» و از پس آنها، کارشناسها و مدیران و وطن دوستان سعی کردند الگوها و مدلهای توسعه را دریابند و شرح دهند. دولوپمنت معنی اصلی اش ظهور است. در فرایند چاپ عکس به مرحله ظهور می گویند دولوپمنت. اما ظهور نمی توانست همه آن مفاهیم آمیخته با ترقی را منتقل کند. توسعه هم نمی توانست، اما به هر حال ما باید کلمات درست را جایگزین کنیم. اتفاقی که افتاد، این بود که خیلی ها فکر کردند از دقت در کلمه توسعه می توانند رمز و راز پیشرفت را دریابند. توسعه هم خانواده است با وسعت و وسیع.  وسعت و وسیع معنی گشادگی و گستردگی می دهند.  یعنی وقتی میگوییم فضایی موسع، منظورمان محوطه ای باز و پهن است. در ادبیات دینی هم وسع به معنی باز شدن و گسترده شدن است. در همه ترجمه های قرآن، آنجا که باریتعالی میفرماید «وسع کرسیه السماوات و الارض،» هیچ مترجمی جای وسع، ظهور نگذاشته بلکه غالبا همین معنای لغوی را دنبال کرده اند که عرش الهی گسترده است بر سر آسمانها و زمین. دولوپمنت یعنی اینکه ما از حالت فقر و ناتوانی و ضعف بیرون بیاییم و ثروتمند و قوی و توانا بشویم. البته نه به این سادگی.  غایت توسعه همین است اما در روش و منش پیچیده تر از این حرفهاست و دستیابی به آن هم ساده نیست. ما و خیلی از کشورهایی که «در حال توسعه» نامیده می شوند، سالهای سال است که تمنای توسعه داریم. برای این کار برنامه نوشته ایم، مستشار آورده ایم، زیربنا ساخته ایم و هزینه های هنگفت کرده ایم اما چنین نیست که به آن دست یافته باشیم. همچنان مقابل خود دهها و صدها مانع و رادع جدی میبینیم که باید بر آنها فایق آییم. گفت آری شود، لیک به خون جگر شود. یکی از موانع جدی توسعه همین کج فهمی است که از معنی ظاهری لغت به ذهن متبادر می شود. خیلی ها توسعه را به معنی وسیع شدن گرفته اند و بودجه های پیشرفت و ترقیشان را صرف گسترش کار کرده اند. مثلا توسعه رسانه را به این معنی گرفته اند که یک شبکه را ده شبکه کنند، یک روزنامه را ده روزنامه کنند و یک دانشگاه را ده دانشگاه، بلکه صد دانشگاه کنند. قطعا توسعه کمی هم جزو شاخص های مهم توسعه است اما قطعا منظور از توسعه وسیع شدن و گسترده شدن نیست؛ منظور پیشرفت و ترقی و دولوپمنت است.  دانش بنیان را معادل «ناولج بیسیک» گذاشته ایم.

تحت اللفظی کم و کسر ندارد. معنی اش هم کمابیش درست است اما هم دانش و هم بنیان مصداق های متفاوتی در ذهنمان دارند. همین که می گوییم دانش بنیان، مخاطب فکر می کند داریم درباره هایتک حرف میزنیم و تصور میکند که در این حوزه جز دانشمندان پژوهشگر را راه نمی دهند. فکر میکند این هم مثل بنیاد نخبگان جایی است برای انسانهای خاص تحصیلکرده که تافته جدا بافته از دیگر مردمانند. به جهت بار عاطفی و معنایی که دانش بنیان با خود حمل میکند، خیلی ها به آن نزدیک نمی شوند و از آن دوری می گزینند. تعابیر ترجمه نشده ای مثل استارتآپ و استارتآپ ویکند هم همین حالت را دارند. حتی شتابدهنده هم که ترجمه شده، در پس حجابی است که باعث می شود قاطبه مردم با آن ارتباط برقرار نکنند و از آن سر درنیاورند.  ما می توانیم به کلمات اعتنا نکنیم و بگذاریم اهلش با مداومت کار و کلمه را جا بیندازند. حتما ده سال دیگر دانش بنیان و استارتآپ به کلماتی عادی و متداول بدل می شوند. اما اگر در زبان رفع سوءتفاهم نکنیم و اشکالاتش را رفع و رجوع نکنیم، آن وقت دیوار دانش بنیان هم مثل توسعه تا ثریا کج و کوله بالا می رود. باید هرچه زودتر زبان دان ها را به میدان بیاوریم و وادارشان کنیم تا معادل های مناسب را جایگزین کنند.  دانش بنیان ربطی به آکادمی ندارد. اتفاقا سردمداران اصلی اقتصاد دانش بنیان آکادمیسین نبوده اند. کار دانش بنیان هم در لابراتوار شکل نمی گیرد. البته متناسب با مناسبت های دنیای جدید است اما ربطی به دانشمندی ندارد. بیشتر یک فرایند اقتصادی است که کالایی تولید می شود و احکام عرضه و تقاضا بر آن حاکم است. به یک اعتبار، اقتصاد دانش بنیان یعنی ایجاد تقاضای واقعی و تولید کالایی که از دل دانش سر بیرون می آورد.

کدام متاع است که به دانش مربوط نباشد؟ حتی اولین بار هم که آدمیزاد چرخ را اختراع کرد، با بهره گیری از دانش روزش این کار را کرد. امروز آن دانش ابتدایی پیشرفت کرده و پیچیده شده، پس باید چرخ هم پیشرفت کند و ساده تر بچرخد.  دانش بنیـان در انحصـار گـروه و طبقـه خاصـی نیسـت.  بایـد آحـاد جامعـه را درگیر آن کـرد. لااقل دانایـان را باید متوجـه آن کـرد. یکـی اش همیـن اسـت کـه مثـلا اهالـی فرهنگسـتان را وادار کنیـم در ایـن بـاره مطالعـه کننـد و الفـاظ مناسـب ایـن کار را وضـع کننـد. ایـن کار تخصصی اسـت و از عهـده آشـنایان بـه کلام فارسـی برمی آید. خود همیـن هـم شـکلی از فعالیـت دانش بنیـان اسـت زیـرا بـا دانـش ادبـی و اقتصـادی و علمـی سـر و کار دارد. البتـه معاونـت علمی و فناوری ریاسـت جمهوری پیشقدم شـده و از اهالـی فرهنگسـتان طلـب یـاری کـرده. خیلـی هـم خـوب. نامه هایـی رد و بـدل شـده و پـای متخصصین زبان بـه ایـن کار بـاز شـده، امـا وضـع لفـظ یـک کار انحصاری نیسـت. اتفاقـا فضـا باز اسـت تا هر کسـی که حرفـی برای گفتـن دارد، پـا بـه میـدان بگـذارد و اقامـه برهان کنـد. از شـما خواننـدگان دانش بنیـان هـم اسـتقبال میکنیـم اگر آسـتین بالا بزنید و برای عبارات اسـتارتآپ و اسـتارتآپ ویکنـد و کارآفرینیهـای مـدرن تعابیـر فارسـی و قابـل فهـم ارائـه دهیـد. کامپیوتـر در کارایـی اش تغییـری ایجاد نمی شـود اگـر رایانه بشـود، امـا در فعالیت هـای اقتصادی، فهـم مـا از زبـان بـه شـدت می تواند راهگشـا یـا راهبندان شـود.

منبع : ماهنامه اقتصاد دانش بنیان


AMIR_AKD

دانشجوی کارآفرینی علاقه مند به کسب و کار،عاشق تکنولوژی و مهندس آی تی

0 دیدگاه در “دانش بنیان به زبان ساده”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های پیوسته

آموزش

پیش بینی درآمد یک کسب‌ و کار

ترکیب کردن رویکردهای متفاوت پیش‌بینی، باعث می‌شود گزارش جامع‌تری به سرمایه‌گذاران ارائه دهید و اعتبار خود و محصولاتتان را نزد آن‌ها بالا ببرید.

آموزش

چجوری برنامه‌نویسی iOS یاد بگیرم؟

پیش خودم فکر کردم بد نیست روشی که برای یادگیری پیش گرفتم رو تو یه پست مختصر توضیح بدم تا شاید به کسایی که میخوان وارد این مسیر بشن کمی کمک کرده باشم. دقت کنید که این صرفا یه روش پیشنهادیه و ممکنه برای همه صدق نکنه. و باز دقت کنید که این مطلب با این فرض نوشته شده که شما همین الان به یک زبان شی‌گرای دیگه برنامه‌نویسی میکنید و با مفاهیم برنامه‌نویسی و شی‌گرایی آشنایید.

آموزش

آموزش لاراول؛محبوب ترین فریم ورک پی اچ پی -5

در آموزش های قبلی با روتینگ، فیلترها و کنترلها در لاراول آشنا شدیم . در این بخش قصد داریم در مورد blade که یک موتورtemplate در لاراول هست بپردازیم. با ما همراه باشید .